به عشق مولا
خبری مذهبی ادبی

 نماینده مردم اردل و فارسان در مجلس شورای اسلامی قصیده‌ای را در وصف حال فرقه انحرافی سروده است.

به گزارش فارس، نور‌الله حیدری نماینده مردم اردل و فارسان در مجلس شورای اسلامی قصیده‌ای را در وصف حال فرقه انحرافی سروده که متن این قصیده به شرح ذیل است:
 
آن فلانی چون که دارد قیل و قال
انحرافش کرده او را خوش خیال

گفته او را منحرف دیگر مخوان
خصم ما، در انحرافندی بدان

گویمش فکرت بدان فرتوت شد
فعل و فکرت نزد ما مردود شد



ادامه مطلب...
تاریخ: یکشنبه 02 بهمن 1390
ارسال توسط beeshghemovla

 

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، نامه اوباما به رهبر معظم انقلاب را هوشمندانه خواند.

 

به گزارش خبرآنلاین، محسن رضایی در همایش نیروی انتظامی با موضوع "امنیت و اقتدار نرم"، با بیان اینکه حضور آمریکا و انگلیس در منطقه نه تنها امنیت را برقرار نمی‌کند، بلکه موجب ناامنی در این منطقه خواهد شد، افزود: اوباما نامه‌ زیرکانه‌ای نوشته و خواسته است این‌طور ادعا کند که مسوولیت امنیت خلیج‌فارس و تنگه هرمز با آمریکا است در حالی که مسوول امنیت این منطقه خود ایران است.

 



ادامه مطلب...
تاریخ: شنبه 01 بهمن 1390
ارسال توسط beeshghemovla

 سابقه دین اسلام در سرزمین ايران به عصر حیات «پیامبر اکرم(ص)» و نامه آن حضرت به «خسرو پرویز» شاه ایران برمی‏گردد؛ و ورود رسمی این دین به این سرزمین، به سال 16 هجري و در زمان حکومت «عمر بن خطاب» خليفه دوم.

اما سؤال اساسي اين است که به رغم ورود اسلام به ايران در دوره خلفا و همچنين به رغم آنکه ايرانيان قرون اوليه، اکثراً جزو اهل سنت بودند، چگونه شد که هم اينک شاهد اکثريت ايرانيان شيعي هستيم؟

به نوشته نویسنده وبلاگ وبلاگ انرژی هسته ای در این مطلب بحث کلامي مطرح نيست. بلکه از دیدگاه "جامعه‏شناسي تاريخي" بررسی می‏کنیم که چه تحولاتی باعث شد که اکثر ایرانیان، شيعه شوند.

در خصوص سؤال فوق دو دسته پاسخ ارائه شده است:



ادامه مطلب...
تاریخ: شنبه 01 بهمن 1390
ارسال توسط beeshghemovla

 چطور شد که به جبهه راه پیدا کردید؟

 در تاریخ 1/9/59 تشکیل پرونده‌ دادم؛ یعنی از سن 5/15 سالگی به جبهه رفتم. در آن زمان نادر بود کسی شناسنامه‌اش را دستکاری بکند اما دیدم که من را به جبهه نمی‌برند. به پایگاه بسیج سرایان و فردوس رفتم، ولی قبول نکردند. به ذهنم رسید که شناسنامه را دست‌کاری کنم. یک ماژیک بنفش رنگ!؟ خریدم. و عدد 44 را به 42 تبدیل کردم و بقیه را هم پررنگ کردم. دیدم شناسنامه خیلی بدشکل شد ـ البته الان فتوکپی آن را هم دارم چون در کتاب خاطرات می‌خواهم چاپ کنم ـ فتوکپی گرفتم تا یک رنگ شود بعد به پایگاه بسیج فردوس رفتم. پیرمردی به نام آقای مجد نگاهی کرد و گفت: شناسنامه‌ات؟ گفتم: بعداً می‌آورم. در حالیکه تو جیبم بود. فتوکپی و عکسها را گرفت و گفت: بالایش را نگاه کنم یا پایینش را!؟ من هم که نمی‌دانستم منظورش چیه، گفتم: آقا شما لطف کنید هر دو جا را نگاه کنید.

بعدها فهمیدم وسط شناسنامه عدد 44 را به صورت حروفی نوشته‌اند و من فقط عدد بالای شناسنامه را پررنگ کرده بودم. به هر حال، ایشان اسم ما را نوشت. 1/9/59 به آموزش نظامی رفتم و 15 ـ 10 روز آموزش دیدم. و بعد از 2 روز مرخصی رفتم کردستان. دوباره با نیروی شهید چمران بودم و بعد به ستاد غرب باختران آمدم.



ادامه مطلب...
تاریخ: جمعه 30 دی 1390
ارسال توسط beeshghemovla

 امام باقر عليه السلام فرموده اند:

اگر خواستي بداني كه در تو خيري هست يا نه به دلت بنگر:

اگر اهل طاعت خدا را دوست داشت و از اهل معصيت بدش مي آمد، در تو خيري هست و خداوند تو را دوست مي دارد.
اما اگر دلت از اهل خدا بدش مي آيد و اهل معصيت را دوست مي دارد در تو هيچ خيري نيست و خداوند تو را دوست ندارد و هر انساني با كسي است كه او را دوست دارد.




تاریخ: جمعه 30 دی 1390
ارسال توسط beeshghemovla

 آنچه از سيره معصومين و بزرگان استفاده مى‏شود اين است كه قسمت اول شب را مى‏ خوابيدند و قسمت آخر شب (يعنى از وقت سحر تا اول آفتاب) را به عبادت مشغول بوده ‏اند.

خوابیدن در زمان های زیر مکروه است:

1.خوابیدن بعد از طلوع صبح تا طلوع آفتاب (بین الطلوعین)
2. خوابیدن ميان نماز مغرب و عشا
3. خوابیدن بعد از نماز عصر

و خوابیدنی که در اسلام به آن سفارش شده، «خواب قيلوله» است و منظور از خواب قیلوله ، خوابیدن پيش از ظهر در وقت گرمى هوا و بعد از نماز ظهر تا نماز عصر است.

بهترین ساعات برای خواب : خواب قیلوله و خوابیدن قسمت اول شب.
همچنین باید توجه کرد که گرچه وقت خواندن نماز شب از ابتدای نیمه شب تا قبل اذان صبح است، اما بهترین ساعت برای خواندن نماز شب نزدیک اذان صبح می باشد، گرچه مناجات و دعا و قرآن قبل از آن نیز سفارش شده است.




تاریخ: جمعه 30 دی 1390
ارسال توسط beeshghemovla

 زهد، عبارت است از بی رغبتی به دنیا و مظاهر آن و عدم وابستگی به هیچ چیزی جز خدا. به بیان دیگر، زهد آن است که با قلبت طالب دنیا و مظاهر آن نباشی؛ مگر آنچه برای حیات خود و افراد تحت کفالت انسان ضرورت دارد. بنابراین، زهد با داشتن ثروت، مقام و منصب و مانند آن، منافات ندارد؛ مگر آن که این امور باعث غفلت وی از خدا و معنویت گردد. امام صادق - علیه السلام - می فرماید: زهد از دنیا، به ضایع و تباه کردن مال و دوری از مباحات نیست؛ بلکه زهد آن است که به آنچه داری، مطمئن تر از آنچه نزد خدا است، نباشی. (1) حضرت علي(ع) مي‏فرمايد: «اَلزُّهْدُ کَلُّهُ بَيْنَ کَلِمَتَيْنِ مِنَ الْقُرْآنِ؛ (2) حقيقت و تماميت زهد، در دو جمله قرآن بيان شده است». آن جا که در سوره حديد مي فرمايد: «لِکَيْلا تَأْسَوْا عَلي ما فاتَکُمْ وَلا تَفْرَحوا بِما اتيکُمْ؛ (3) تا بر آنچه از دست شما رفته



ادامه مطلب...
تاریخ: جمعه 30 دی 1390
ارسال توسط beeshghemovla

 شیخ ما گفت که وحی آمد به موسی(ع) که بنی اسرائیل را بگوی که بهترین کس اختیار کند. صد کس اختیار کردند. وحی آمد که ازین صد کس، بهترین اختیار کند، ده کس اختیار کردند. وحی آمد که از ین ده ، چهار کس اختیار کنید، چهار کس اختیار کردند.وحی آمد که ازین چهار کس ، بهترین اختیار کنید ،یکی اختیار کردند. وحی آمد که این یگانه را بگویید تا بدترین بنی اسرائیل را بیارد. او چهار روز مهلت خواست و گرد عالم می گشت که کسی طلب کند. روز چهارم به کویی فرود می شد . مردی را دید که به فساد و ناشایستگی معروف بود و انواع فسق و فجور درو موجود، چنان که انگشت نمای گشته بود. خواست که اورا ببرد، اندیشه ای به دلش در آمد که به ظاهر حکم نتوان کرد، روا بودکه شاید اورا قدر و پایگاهی بود، تنهابه قول مردمان خطی به وی فرو نتوان کشید و به این که مرا خلق اختیار کردند که بهترین خلقی ،غره نتوان گشت، وچون هرچه کنم به گمان خواهد بود، بهتر که این گمان در حق خویش برم. پس دستار درگردن خویش انداخت و به نزد موسی آمد و گفت :هرچند نگاه کردم،هیچ کس را بدتر ازخود ندیدم. 
وحی آمد به موسی که آن مرد بهترین ایشان است نه به آن که طاعت او بیش است بلکه به آن دلیل که خویشتن را بدترین دانست. *




تاریخ: جمعه 30 دی 1390
ارسال توسط beeshghemovla

 تازه با هم رفیق شده بودیم، خیلی با محبت و بی غل غش بود.با اینکه از حجابش خوشم میومد،اما تنبلی میکردم چادر روی سرم باشه.یه روز که برای درس خوندن اومده بود خونه ما ،همراه خودش چندتاشکلات با بسته بندی های زیبا هم آورده بود.دوتا از اون هارو به من داد.خودش هم یکی از شکلات ها رو باز کرد و گذاشت وسط بشقاب .

چند لحظه ای ازدرس خواندنمان نگذشته بود که دوتا مگس مزاحم سر و کله شان پیداشد و یک راست رفتند سراغ شکلاتی که بدون بسته بندی بود.من تلاش کردم مگس ها را فراری بدهم ولی کوثرخیلی آرام گفت :"تقصیر خودشه .تا خودشارا نپوشاند ،مگس ها رهایش نمیکنند."

فهمیدم که میخواهد غیر مستقیم به من درس حجاب بدهد  وبگوید :مگس ها کاری ندارند که تو به خاطر تنبلی حجاب نداری آنها کارشان مزاحمت است و فقط به ظاهر نگاه می کنند؛ پس من و تو باید خیلی به حجاب ظاهرمان برسیم."

مهرش بیشتر از قبل در دلم افتاده،تا به حال نهی از منکر به این قشنگی ندیده بودم.

ح.محمودی




تاریخ: پنج‌شنبه 29 دی 1390
ارسال توسط beeshghemovla

 همگی به صف ایستاده بودند تا از آنها پرسیده شود ؛ نوبت به او رسید : "دوست داری روی زمین چه کاره باشی؟" گفت: می خواهم به دیگران یاد بدهم، پس پذیرفته شد! چشمانش رابست، دید به شکل درختی در یک جنگل بزرگ درآمده است. باخودگفت : حتما اشتباهی رخ داده است! من که این را نخواسته بودم؟!....

سالها گذشت تا اینکه روزی داغ تبر را روی کمر خود احساس کرد ، با خود گفت : این چنین عمر من به پایان رسید و من بهره ی خود را از زندگی نگرفتم! با فریادی غم بار سقوط کرد و با صدایی غریب که از روی تنش بلند میشد به هوش آمد!


حالا تخته سیاهی بر دیوار کلاس شده بود!




تاریخ: پنج‌شنبه 29 دی 1390
ارسال توسط beeshghemovla
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران